چرا مائوریتزیو گوچی اولین کسی بود که رویای یک نیروگاه لوکس گوچی را دید – WWD

MILAN – آندره مورانته ، رئیس شرکت مستقل مدیریت دارایی QuattroR ، که در سال 2019 اکثریت سهام Trussardi را به دست آورد ، گفت: “من می خواهم اعتبار خود را به Maurizio Gucci بدهم ، او شایسته آن است.”

از دیدگاه او ، همکاری نزدیک با گوچی – و یکی از معدود افرادی که اجازه قایقرانی با مرحوم مدیر اجرایی را با قایق تفریحی کروئل خود داشت – مورانت هنوز احساس شدیدی نسبت به او دارد. مورانته در حالی که مدیر اجرایی در مورگان استنلی بود ، در معرفی گوچی به نمیر کیردار ، که در سال 1982 شرکت سرمایه گذاری و سرمایه گذاری Investcorp را تأسیس کرده بود ، نقش مهمی داشت. این جلسه به گوچی کمک می کند تا رویای خود را برای راه اندازی مجدد مارک خانوادگی که از خود به ارث برده بود ، آغاز کند. پدر رودولفو در سال 1983

در حالی که بیشتر توجهات بعدی رسانه ها به وضوح به قتل مائوریتزیو گوچی در سال 1995 – سالگرد آن شنبه است – حسادت و حرص و آز همسر سابق پاتریزیا ریگیانی و روابط پرتنش آنها متمرکز بود ، مورانته با WWD صحبت کرد تا برخی از وقایع را روشن کند قبل از این فاجعه و همچنین زمینه سازی برای توسعه جهانی صنعت کالاهای لوکس – مانند ورود وجوه سهام خصوصی و تیم های خلاق و مدیریتی بین المللی و متنوع – و همچنین چالش های مشاغل خانوادگی.

مورانت معتقد است که مائوریتزیو گوچی اولین شخصی بود که در لحظه ای که صنعت لوکس نوپا بود ، به توانایی برند گوچی پی برد. در اواخر دهه 80 ، “مائوریتزیو پیش از این فهمید که صنعت لوکس در شرف شروع و تجدید حیات جهانی است. در آن مرحله همه قانع نشدند. ” مورانت گفت ، این لحظه ای از “تغییرات دوران” بود ، زمانی که شاهد یک جهش کمی در بخش کالاهای لوکس بود.

مورنتیو گوچی همچنین سریع فهمید که مالی در دنیای پر زرق و برق لوکس بازی می کند. ورود سرمایه گذار انگلیس و عربستان “یکی از اولین و جالبترین موارد سرمایه گذاری سهام خصوصی” است که هدف او کمک به رهبری گروه گوچی است.

مائوریتزیو گوچی متوجه شد که خانواده وی “بیش از حد دعوا و آمادگی لازم برای زنده نگه داشتن مارک تجاری را داشتند”. به همین دلیل ، او به مورانته و مورگان استنلی متوسل شد تا به او کمک کند تا سهام سهام شرکت را بازسازی کند.

Kirdar “شهود خرید” Tiffany & Co. را از Avon Products Inc. در سال 1984 داشت ، که “در آن زمان یک موفقیت بزرگ باورنکردنی بود. وقتی از او پرسیدم آیا علاقه ای به ملاقات با مائوریتزیو دارد یا نه ، یادم می آید که نمیر گفت که برای تبدیل شدن به یک شریک گوچی و عضویت در راه اندازی مجدد هر کاری می کند. “

به نمایندگی از Investcorp ، مورگان استنلی 50 درصد سهام گوچی را از طرف خانواده عموی موریتزیو گوچی ، آلدو از خانواده “در یک سری معاملات نمایشی و پیچیده M&A” خریداری کرد که بیش از یک سال به طول انجامید. “آخرین کس که سهام خود را تسلیم کرد ، آلدو گوچی بود که احساس کرد که او روح خود را می فروشد و نه سهام عدالت خود را. او به زودی پس از آن درگذشت ، “گفت مورانته ، که در حال انتقال به Investcorp ، عضو هیئت مدیره اجرایی گوچی و مدیر عامل عملاً شد.

مورانت روزها و شبهای کار شدید را به یاد آورد و برای راه اندازی مجدد نام تجاری در سراسر جهان سفر کرد. “مائوریتزیو و اینوستکورپ متقاعد شدند گوچی از توانایی باورنکردنی برخوردار است که به طور کامل بیان نشده است. آنها احساس کردند تقاضای زیادی برای این برند وجود دارد. مائوریتزیو ، این وضوح را بیش از هر شخص دیگری با وضوح فوق العاده دید. “

به عنوان مثال ، این بازسازی شامل فدای بخشی از درآمدهای حاصل از فروش آسان در فروشگاه های بدون عوارض در سراسر دنیا به شرکت بود و این حدود دو سال به طول انجامید. مورانته گفت ، تقلبی ها و محصولات با کیفیت ارزان باید برای جایگذاری مجدد نام تجاری “در آن جایی که متعلق به آن است” حذف شوند.

مائوریتزیو گوچی

مائوریتزیو گوچی
Art Streiber / WWD

Investcorp دریافت که این عامل اصلی موفقیت بود ، در حالی که “بسیاری از صندوق های سرمایه گذاری خصوصی نمی فهمند که مهم است که یک گام به عقب برویم تا به جلو حرکت کنیم. این خطرناک است زیرا شما مجبورید کاهش فروش را بپذیرید ، اما برای یک راه اندازی مجدد واقعی ضروری است. “

در گوچی ، این یک تغییر کلی مدیریت بود. یک مسیر خلاقانه روشن و بین المللی ؛ تغییر مکان یک محصول دردناک اما ضروری. وی توضیح داد که خرید مجوز گوچی ژاپن ، که کاملاً استراتژیک بود ، و بازنگری کلی در ظاهر گوچی ، با بهره گیری از میراث خارق العاده و بایگانی های آن.

موریتزیو گوچی تصمیم گرفت که این شرکت نیاز به خرید تجارت و توزیع خود در ژاپن داشته باشد ، که در آن زمان “غیرقابل تصور بود”. وی فهمید ژاپن مهمترین بازار کالاهای لوکس خواهد بود.

مورانت همچنین به مائوریتزیو گوچی شجاعت خود در شکل گیری یک تیم رویایی جدید و ابتکاری ، که شامل آوردن یک زن آمریکایی و یک طراح متولد تگزاس به یک شرکت معروف و سنتی در فلورانس است ، اعتبار می بخشد.

در سال 1989 ، مائوریتزیو گوچی موفق به جذب داون ملو ، که در آن زمان رئیس Bergdorf Goodman بود ، شد ، زیرا “او عاشق پروژه ای شد که او به او ارائه داد و او برای این چالش ایالات متحده و خانه خود را ترک کرد” ، و او به نوبه خود دست ریچارد لمبرتسون ، که رئیس بخش لوازم جانبی برگدورف بود ، را به عنوان مدیر طراحی انتخاب كرد و تام فورد كه برای نظارت بر لباسهای آماده زنان استخدام شد ، با دیدن توانایی های خود – “یك استعداد باورنكردنی جوان”. فورد در کنار لامبرتسون بود تا اینکه دومی به ایالات متحده بازگشت فورد در سال 1994 به عنوان مدیر خلاق منصوب شد ، این شرکت را در یک مارک و گروه نیروگاه ساخت و آن را به عنوان دنباله دار مد روی نقشه قرار داد تا اینکه در سال 2004 از آنجا خارج شد.

“انتصاب داون ملو به عنوان مدیر خلاق یک کودتای باورنکردنی بود. مائوریتزیو او را فریب داد و من او را متقاعد کردم که زندگی خود را تغییر دهد و به فلورانس و میلان برود. ” مورانت با خنده گفت: “مردم در فلورانس سر خود را تکان می دادند ، از اینکه چه اتفاقی می افتد فکر می کردند ، همه چیز تقریباً کفرآمیز بود.”

او همچنین واکنش ملو را هنگام دیدن موكاسین های گوچی ، كه در آن زمان فقط در گوساله های سیاه یا قهوه ای موجود بود ، به یاد آورد. “او گفت که می خواهد آنها را حداقل در پنج یا شش رنگ و در دو یا سه ماده ببیند ، و توانایی آن کفش را درک کرد.”

ملو همچنین یک کمپین تبلیغاتی را آغاز کرد که الهام بخش گوچی و رقبای آن برای سالهای آینده است. “او به دستان صنعتگری که مشغول ساختن موکاسین ها بود ، نگاه می کرد ، پس از سالها کار چرم ، چروک شد و این دستان ، مبارزات جدید را پیش گرفتند. Maurizio در شناسایی Dawn Mello ، که با تام فورد ، واقعاً مارک تجاری را تغییر داد ، یک انتخاب استثنایی انجام داد. “

مورانته اعتراف کرد که “در یک زمان ، باد از بین رفت” – بازسازی گوچی در اوایل دهه 90 توسط یک بازار خرده فروشی دشوار تحت تأثیر قرار گرفت در حالی که مشتریان مجبور بودند خود را با یک محصول جدید و پیچیده تر سازگار کنند. “این تعداد آنطور که انتظار می رفت نبود و Investcorp نگران کننده بود. به نظر می رسد مائوریتزیو بسیار راحت و مدیریت او هرج و مرج است. اساساً این یک کندی یک ساله بود ، چیزی که امروز خنده آور خواهد بود اما رابطه بین نادر و مائوریتزیو دیگر تمثیلی نبود “. “اشتباهاتی انجام شد و شرکت برای تکمیل چرخش تجاری به افزایش سرمایه اساسی اما محدود نیاز داشت. این امر منجر به درگیری بین Investcorp و Maurizio پس از سه سال رابطه خوب تجاری شد. با حمایت دومنیکو د سوله [then chief executive officer of Gucci Americas]، Investcorp موفق شد تمام سهام Maurizio را در یک زمان دشوار برای شرکت به دست آورد. ” در سال 1993 مائوریتزیو گوچی سهام خود را به Investcorp منتقل کرد و به مشارکت خانواده در این شرکت پایان داد.

مورانته گفت: “هنگامی كه Investcorp صد در صد مالك گوچی شد ، تصمیم گرفت این شركت را به” یك معلم “لوكس با دید و حضور روشن در صنعت بفروشد.” این صندوق با مورانته تماس گرفت ، كه در این زمان در Credit Suisse First Boston كار می كرد تا “فروش آتش” 100 درصد گوچی را انجام دهد. “پیشنهادات برنارد آرنو ، فرانسوا پینو و یوهان روپرت [of LVMH Moët Hennessy Louis Vuitton, the-then PPR, later Kering, and Richemont, respectively] مورانته یادآوری می کند که بسیار پایین بود و لوسیانو بنتون با تکان دادن دست به این راه گفت: “او معتقد است گوچی” مرده است “.

سرانجام Investcorp مشارکت خود را نفروخت و در سال 1995 تصمیم گرفت بخشی از گوچی را با قیمتی بسیار زیبا و با ارزش تقریبی 800 میلیون دلار در بازارهای عمومی لیست کند. مورانته اظهار داشت: “گوچی یکی از بهترین سرمایه گذاری های Investcorp تاکنون بوده است.”

مورانته نتیجه گیری کرد: “فاجعه این است که در حالی که مائوریتزیو به شدت تلاش می کرد ثابت کند که گوچی می تواند به یک بازیگر جهانی در صنعت لوکس تبدیل شود ، در نهایت شرکت خود را از دست داد و به زودی پس از آن ، زندگی خود را از دست داد.” “پاتریزیا رجیانی هیچ نقشی در همه تحولات فوق نداشت اما وقتی فهمید که مائوریتزیو عاشق زنی دیگر شده است ، تصمیم گرفت که قصد دارد او را بکشد ، ابتدا این را به عنوان یک شوخی گفت و سپس در واقع انجام آن. “

اطلاعات بیشتر در مورد گوچی:

مارکو بیزارری درباره ژاپن ، فروشگاه جدید گینزا و فیلم “خانه گوچی”

شکستن رویکرد روش لیدی گاگا به “خانه گوچی”

لیدی گاگا اولین نگاه به فیلم “خانه گوچی” را به اشتراک می گذارد

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>