هری اسلاتکین در مورد رشد عطر خانگی – WWD

هری اسلاتکین ، که سلطان عطر و بوی خانه خوانده می شود ، مدتهاست که بر قلمرو وی حکومت می کند. او اولین شرکت خود را به نام اسلاتکین و شرکت با برادرش هوارد و همسرش لورا در سال 1991 ایجاد کرد و در سال 2005 آن را به مبلغ 15 میلیون دلار به مارک های محدود فروخت. او نه تنها با نام تجاری باقی ماند ، بلکه کل گروه عطرهای خانگی را در Bath and Body Works به کار گرفت ، جایی که فروش وی در زمان تصدی او از 100 میلیون دلار به 1 میلیارد دلار افزایش یافت ، زمانی که او در سال 2012 از سمت خود کناره گیری کرد. از آنجا ، اسلاتکین به مد رفت ، به دست آوردن بلستاف با بهترین دوستش تامی هیلفیگر.

اما اشتیاق او به شمع های معطر همچنان درحال سوختن بود و وقتی داگ هاو ، آن زمان در QVC ، به او پیشنهاد داد تا در وعده ناهار در Cipriani دوباره وارد این گروه شود ، اسلاتکین فرصت را غنیمت شمرد. در سال 2017 او Homeworx را با QVC راه اندازی کرد و وقتی هوو به کوهل رفت ، اسلاتکین Scentworx را برای آن خرده فروش ایجاد کرد. امروز ، Ulta Beauty ، Amazon ، Home Depot و تجارت الکترونیکی تصویر توزیع را جمع آوری کرده اند.

ورود مجدد اسلاتکین به این گروه کاملاً به موقع انجام شده بود: دسته عطرهای خانگی حتی قبل از اینکه COVID-19 مصرف کنندگان را مجبور به پناه دادن در محل کند ، در حال افزایش بود و منابع صنعت گزارش دادند که Homeworx و Scentworx در سال گذشته فروش خرده فروشی حدود 100 میلیون دلار داشتند. در اینجا ، اسلاتکین در مورد اینکه در ابتدای یک گروه قرار دارد صحبت می کند – و آینده آن را اختراع می کند.

شما به دلیل ایجاد گروه دسته عطرهای خانگی معتبر هستید. چگونه تکامل آن را دیده اید؟

کل صنعت طی 30 سال گذشته بسیار تغییر کرده است. وقتی کار را شروع کردیم ، خوش شانس بودیم زیرا به سرعت با آنچه “خانمها” می نامیدیم پیروی می کردیم. هنگامی که روزماری براوو رئیس ساکس شد ، دنیس هیل ، دوست مشترک در سانفرانسیسکو ، به او گفت ، شما باید شمع های اسلاتکین را ببینید و آنها را راه اندازی کنید ، و او این کار را کرد. او درست در پله برقی به ما یک مغازه بزرگ داد. این همه چیز را تغییر داد.

من عاشق کتابهایی درمورد افرادی هستم که در دنیا تغییر ایجاد می کنند و با خواندن Estée Lauder و Helena Rubinstein و Charles Revson فهمیدم که باید از طبقه خانه بیرون باشیم. رزماری ما را در طبقه کوتور پرتاب کرد و کمی بعد ما را به طبقه همکف منتقل کرد. این عطر خانه را به طرز چشمگیری تغییر داد و تبدیل به همان ایده “خرید فوری” شد.

شما در سال 2017 با Homeworx وارد این گروه شدید. فضای سفید را در کجای بازار دیدید؟

من نکردم بازنشسته شدم اما یک روز و من و لورا با داگ هاو از QVC به ناهار در Cipriani رفتیم. ما بزرگترین تجارت عطر خانگی را در QVC با Bath and Body Works ایجاد کردیم و وقتی من کناره گیری کردم ، آنها کسی برای انجام این کار نداشتند. هنگام ناهار ، داگ گفت ما دوست داریم شما برگردید. و اکنون من به بزرگترین مارک عطر خانگی در QVC بازگشته ام.

وقتی داگ QVC را ترک کرد تا به کوهل برود ، او پرسید آیا من علاقه مندم که به آنجا بروم. ما تصمیم گرفتیم به دنبال عطر و بدن و حمام و بدن برویم – مارک کاملی به نام Scentworx راه اندازی کردیم. من از زمان بازنشستگی به عرق روی ابرو رفتم.

آیا تا به حال از فروش Slatkin & Co. پشیمان شده اید؟

نه تجربه ی شگفت انگیزی بود. چیزی که من را علاقه مند کرد پتانسیل مصرف کننده بود. ما بسیار مورد علاقه اپرا خواهیم بود و من فهمیدم که اوپرا هرگز با مصرف کننده صحبت نکرده است. وقتی Bath and Body Works به من نزدیک شد ، دیدم که چگونه آنها با مشتری صحبت می کنند و با عطاری های بی تجربه کار می کنند. شمع های آنها محصولی سوزناک افتضاح بود. من می خواستم در دنیای عظیم آنچه را که در تجملات انجام می دادیم ، انجام دهم ، بنابراین سوختگی ، عطر و بوی عطرهای عالی را به وجود آوردم ما مانند یک عطر خوب با آن رفتار کردیم.

من هرگز با قیمت نمی روم من این کار را از طریق علاقه و عشق انجام می دهم. شمعی وجود ندارد که من تاکنون درست کرده باشم زیرا کسی گفته است ، “شما باید این خلا را پر کنید.” حتی تهیه یک شیرینی پیراشکی برای یک شمع – که بر اساس دونات سیب داغی است که من از بدو تولد بچه هایم در East Hampton می گیرم ، تا در خانه شما به ثمر بنشیند و بوی مصنوعی ندهد ، بلکه بو داشته باشد مانند آشپزخانه اینا گارتن ، این چیزی است که من در مورد آن دوست دارم.

رایحه مورد علاقه شما چیست؟

من همه فرزندانم را دوست دارم. مردم متوجه نیستند ، اما از ابتدا تا انتهای هر شمع حدود نه ماه طول می کشد. من با تیم نشسته ام ، ما به دنبال فضاهایی هستیم که می خواهیم رشد کنیم و با خانه های عطر صحبت می کنیم. آنها رایحه های اولیه را برای ما ارسال می کنند ، سپس آنها را نیشگون می گیریم ، سپس سوختگی اولیه را دارم و سپس باید به شرکت شمع بریزد تا آن را ریخته و بسوزاند ، سپس باید فاسد شود ، زیرا در هر فتیله یکسان نیست شمع ، سپس به ظرف واقعی می رود ، سپس باید در آن ظرف بسوزد ، سپس من به تولید می روم و اگر چیزی را دوست نداشته باشم ، آن را می کشم. وقتی نه ماه وقت صرف می کنید ، کودکی است که در حال زایمان هستید. چگونه ممکن است آن را دوست نداشته باشی؟

راز راه اندازی یک برند موفق چیست؟ اصول اولیه ایجاد برند برای شما چیست؟

باید بدانید که این کار را فقط برای طرف پولی شروع نمی کنید. وقتی من می رفتم در کالج ها صحبت می کردم – همه این چهره های جوان را می دیدم و فقط به آنها اهمیت می دهند که چگونه می خواهند پول در بیاورند. من در وال استریت هم خیلی چیزها را دیدم. اما وقتی در این عرصه کاری انجام می دهید – باید کاری را که انجام می دهید دوست داشته باشید. درآمدزایی طولانی خواهد شد. این کار آسان نخواهد بود و شکست های زیادی وجود دارد ، اما اگر کاری را که انجام می دهید دوست داشته باشید – برایتان مهم نیست.

کف دست های عرق کرده ، عصبی بودن و هیجان انگیزه من است. هیچ کس تاکنون ملاقات نکرده ام که این ایده را برای ایده نتیجه نهایی انجام دهد. همه آنها این کار را برای علاقه انجام داده اند. من بارها و بارها توانسته ام این کار را انجام دهم ، بنابراین اکنون کمتر عصبی شده ام. من به آن چهره ها می گویم – این کار را برای عشق و علاقه انجام دهید. بچه ها پیش من می آیند و می گویند که آنها می خواهند در وال استریت کار کنند ، اما اشتیاق آنها غذا و آشپزی است. من می گویم ، “چرا به وال استریت می رویم؟”

شما بعنوان فردی که عاشق خرید است ، نقش آجر و ملات را در آینده تصور می کنید؟ فکر می کنید چه فروشگاه هایی مرتبط خواهند بود و چرا؟

من فکر نمی کنم آجر و ملات به طور کامل ناپدید شود ، زیرا هنوز هم افرادی هستند که دوست دارند وارد فروشگاه ها شوند. این امر فروشگاه ها را مجبور کرده است که در مورد نحوه گفتگو با مصرف کننده تجدید نظر کنند. وقتی اقتصاد در حال رونق است ، هر کاری کار می کند ، و شما کارهای مشابه بیشتری انجام می دهید. چیزی که کم لطف بود یکسان بودن در بسیاری از مکان ها بود. این ایده خرید آنلاین یا برداشتن کنار خیابان ، یا خرید از آمازون و رفتن به فروشگاه های محلی برای بازگشت ، این فکر خارج از چارچوب است. آن لحظات خلاقانه قصد دارند نقشه آجر و ملات رو به جلو را تغییر دهند.

لوکس بعد از همه گیری چگونه خواهد بود؟

بخش لوکس در حال بازگشت است. چالش مبلغی است که پیشنهاد می شود بسیار خاص باشد. حالا شما بیشتر در خانه هستید. چگونه با آن صحبت می کنید؟ هر دوست من در هر سطح اقتصادی بیشتر به خرید خود توجه می کند. من فکر می کنم ما انتخاب بیشتری خواهیم داشت.

چگونه ساختار شرکت های خود را دوست دارید؟

در اسلاتکین ، وقتی جوان بودیم ، با رشد در مناطقی ، فقط افراد را اضافه می کردیم. اگر فروشگاه های خرده فروشی رشد دادیم ، به یک منطقه تبدیل شد. هنگام فروش ، من توانستم گروه کوچکی را نگه دارم ، اما وقتی رشد آن شروع شد ، ما مجبور شدیم خود را به دنیای Bath and Body Works وارد کنیم ، که بسیار زیاد است. من وقتی در جلسه ای می نشینم علاقه خود را از دست می دهم و هیچ کس قادر به فرود هواپیما نیست. وقتی افراد زیادی دارید ، به یک تصمیم گیرنده نیاز دارید وگرنه سه بار در همان جلسه هستید.

اکنون ، من سعی می کنم آن را کوچک و عملی نگه دارم و اجازه دهم افرادی که وارد بازار می شوند ، نام تجاری را رشد دهند و صاحب مالکیت شوند. در آغاز ، من روان رنجور بودم و منطقه ای نبودم که در آن درگیر نشوم. اکنون ، من به مردم قدرت می دهم و به آنها اجازه می دهم با آن کار کنند. کمتر بیشتر است. این گروه کوچک قادر به تحقق بخشیدن به رویاهای بزرگ هستند ، زیرا من آنها را به صورت خرد مدیریت نمی کنم.

این همان چیزی است که به ما امکان رشد سریع در مدت زمان کوتاهی را داده است.

همچنین ، من بیش از آنکه بگویم بله نمی گویم. من باید دلیلی ببینم که ما کاری انجام دهیم. به عنوان مثال ، وقتی Home Depot را اضافه کردیم – 40 درصد از مصرف کنندگان آن زن هستند. فکر کردم ، در اینجا آنها مشتری را در آنجا راه می اندازند و همه چیز در مورد چیزهای خانه شماست. همه چیز در مورد یک دلیل بودن و دلیل بعدی است. من هرگز به آنجا نرفته ام و به دنبال تجارت بروم. وقتی فضای سفید را می بینم ، آستین ها را بالا زده و می فهمیم که چگونه این اتفاق می افتد.

سبک مدیریت شما چگونه است؟

این با افزایش سن تکامل یافته است. من در مورد همه چیز اعصابم اعصابم ، اعم از بالشی که درست کرده ام یا شمع در هر اتاق ، اما آرام شده ام. هفته ای یک بار همه ما صحبت می کنیم – کل شرکت با ما تماس می گیرند ، ما در مورد هر حسابی و آنچه اتفاق می افتد صحبت می کنیم و در این فاصله ، هر کس آنچه را که باید انجام می دهد. این به من اجازه می دهد اوقات فراغت بیشتری داشته باشم و ایده پردازی کنم. هرچه اوقات فراغت بیشتری داشته باشم ، بیشتر می توانم به آنچه در آینده ممکن است فکر کنم.

دوست دارید هنگام استخدام چه سوالی بپرسید؟

دوست دارید بیشتر چی بخونید؟ فیلم مورد علاقه شما چیست؟ چرا دوست داری با من کار کنی؟ چرا عطر خانگی؟ این فقط یک کار نیست – هیچ یک از اینها نیست. بله ، ما باید برای به دست آوردن پول تلاش کنیم ، اما چیزهای بیشتر از این باید وجود داشته باشد. من دوست دارم مردم را بشناسم و علاقه آنها را ببینم.

اولین شغل شما چه بود؟ چه چیزی یاد گرفتید که امروز هم طنین انداز است؟

من اولین شرکتم را در سن 15 سالگی تأسیس کردم برادرم 17 ساله بود ، و او از دانشگاه به خانه آمد و دستمال های پرتالو مادرم را در شستشو خراب کرد. مادرم گفت شما باید آنها را جایگزین کنید. به عنوان یک دانشجوی دانشگاه توانایی پرداخت هزینه را نداشت ، اما خانواده من در پارچه بودند ، بنابراین من و او پارچه ای تهیه کردیم و چند دستمال با لبه های پوسته بریده شده و دوخته شد. او و دوستانش آنها را دوست داشتند و ما آنها را فروختیم. کسب و کار بزرگ شد و ما یک برش گیر گرفتیم ، و مورد بعدی که می دانید – ما نمایشگاه های تجاری انجام می دادیم.

ما تصمیم گرفتیم که باید در فروشگاه های بزرگ باشیم. ما نمی دانستیم چنین چیزی به عنوان خریدار وجود دارد ، بنابراین با مدیر عامل Bloomingdale’s ، از کبودی ، Marvin Traub تماس گرفتیم و او تلفن را برداشت. ما این جسارت را داشتیم که بگوییم می خواهیم انقلابی در بلومینگدیل ایجاد کنیم با دستمالهای دلمه شده خود. و آنها را خریده اند!

جی سی پننی به ما نزدیک شد و 35000 دلار سفارش افتتاحیه به ما داد. آنها به ما هشدار دادند که اگر برخورد کند ، آماده شویم. ما هر ماه 250،000 دلار سفارش مجدد دریافت می کنیم. این زمانی است که کامپیوترها تازه در حال رایج شدن بودند. در آن زمان ما از کاغذ فکس استفاده کردیم. آنها پرسیدند که آیا ما کامپیوتر نداریم و ما گفتیم بله حتی اگر نداریم.

ما به سرعت از سفارشات عقب افتادیم و یک روز JC Penney برای بررسی سفارش تماس گرفت و آنها آنتن دادند. آنها گفتند ، اگر شما فقط واقعیت را به ما می گفتید – ما این محصول را دوست داریم و می توانستیم آن را کار کنیم. درسی که ما آموختیم این بود که همیشه صادق باشیم. فقط حقیقت را بگویید. خوشبختانه ، اوایل آن را یاد گرفتم.

مهم نیست که چه چیزی است ، همه در آنجا هستند تا به شما کمک کنند. اگر فقط بگویید ، من نمی توانم این کار را انجام دهم یا نمی دانم چگونه این کار را انجام دهم ، مردم به شما کمک می کنند. هیچ وقت دروغ نگو.

برای اطلاعات بیشتر اجرایی:

کلاس استاد: درس مدیرعامل Tracee Ellis Ross از سال اول Pattern Beauty

استاد کلاس: دلفین ویگوئه-هوواس

استاد کلاس: استیفان د لا فاوری

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>