مائوریتزیو گوچی به یاد آورد – WWD

میلان یک قتل ، پول ، انتقام ، فالگیرها ، مردی ضربه خورده ، همسر مطرود و جذابیت ماندگار برند گوچی. مواد کافی برای یک فیلم پرفروش وجود دارد.

25 سال سریع به جلو می رود و در واقع یک فیلم در حال ساخت است که تصاویر فیلم “خانه گوچی” به کارگردانی ریدلی اسکات شروع به گردش می کند.

لیدی گاگا و آدام درایور در نقش پاتریزیا رگیانی و همسر سابقش مائوریتزیو گوچی بازی می کنند و بازیگران این فیلم آل پاچینو و سالما هایک پینولت هستند که همه آنها کمک می کنند علاقه جدیدی به وقایع مهم در دهه 1990 ایجاد کنند. اما مارکو بیزارری ، مدیر اجرایی کنونی گوچی ، در اوایل ماه جاری به WWD گفت که این فیلم به هیچ یک از وقایع پس از تصاحب این شرکت توسط Investcorp در سال 1993 نمی پردازد.

WWD آن روزها را به طور گسترده از طریق دفتر خود در میلان تحت پوشش خبری قرار داد و رئیس دفتر وقت آن سارا گی فوردن نوشت: “خانه گوچی: یک داستان پر شور از قتل ، جنون ، زرق و برق و طمع” ، کتابی که این فیلم براساس آن ساخته شده است ، اولین بار در 2000

دو سال پس از کشته شدن مائوریتزیو گوچی ، رجیانی در رابطه با این قتل دستگیر شد. در سال 1998 وی به اتهام استخدام یک فرد مسلح برای کشتن شوهر سابق خود مقصر شناخته شد و به 29 سال زندان محکوم شد ، اگرچه فقط 17 سال را تحمل کرد.

بندیتو سرالو ، مردی که در 27 مارس 1995 گوچی را در پله های ساختمان دفاتر خود به ضرب گلوله کشته ، به حبس ابد محکوم شد در حالی که سه متهم دیگر این پرونده از 25 تا 29 سال زندان داشتند.

روز دادگاه مملو از روزنامه نگاران ، دوربین های تلویزیونی و پلیس بود. دادستان پرونده ، کارلو نوچرینو ، برای هر پنج متهم حبس ابد خواسته بود.

Reggiani در ژانویه 1997 دستگیر شد ، متهم به نقشه کشی گوچی با کمک جوزپینا آئوریما ، دوست دیرینه و مشاور معنوی او ، و ایوانو ساویونی ، دوست پسر سابق Auriemma و باربر هتل بود.

Reggiani هرگز انزجار نفرت خود را از گوچی به این زوج انکار نکرد ، اما اصرار داشت که هرگز به میل خود برای دیدن او کشته عمل نکرد.

ریگیانی گوچی را مقصر دانست که او را در سال 1985 رها کرد و شش سال بعد از او طلاق گرفت. وی همچنین از آنچه بی تفاوتی وی نسبت به بیماری و در نتیجه عمل جراحی مغز توصیف کرد ، ابراز انزجار کرد و گفت که با فروش سهام شرکت های خانوادگی گوچی به اینوستکورپ احساس خیانت کرده است.

“در سطح انسانی ، متاسفم. من نمی توانم در سطح شخصی همین حرف را بزنم. ”در حالی که پائولا فرانچی ، زنی که دوستش داشت ، با او زندگی می کرد و امیدوار بود که ازدواج کند ، در خانه به سر می برد.

پول برای ریگیانی که یک بار به یک مجری برنامه گفتگوی تلویزیونی ایتالیایی ابراز تاسف کرده بود که فقط با 3 میلیون دلار در سال شوهر سابقش که به او کمک هزینه های نفقه و حمایت از فرزند می کند ، می تواند به سختی زنده بماند ، پول بسیار مهم بود.

در اینجا ، برخی از کسانی که شاهد آن لحظات بوده اند ، خاطرات خود را با WWD تعریف می کنند.

جولیا ماسلا ، بنیانگذار و مدیر عامل GM / PR

“من توسط مائوریتزیو گوچی به عنوان رئیس دفتر مطبوعاتی ایتالیا استخدام شدم. او یک مرد ایتالیایی خوش تیپ ، ثروتمند و موفق ، زیبا ، همیشه عطر پوشیده ، بسیار “ساده” و جذاب ، با یک کاریزمای قوی را مجسم کرد. یادم می آید او یکی از اولین کسانی بود که تلفن همراه به همراه داشت و با صحبت با صدای قاطعانه از طریق دفتر عبور می کرد ، که نشان دهنده شخصیت قوی او بود.

وی اولین نفری بود که معتقد بود گوچی می تواند چیزی فراتر از کیف های بدون عوارض باشد. او احساس کرد این برند اعتبار خود را از دست داده و می خواهد جذابیت لوکس خود را بازگرداند ، اما درست است که او خیلی مراقب پول نبود و به راحتی تحت تأثیر قرار گرفت. شاید او به افراد اشتباه اعتماد داشت. شما نمی توانید فقط یک رویاپرداز باشید.… من با پاتریزیا رگیانی آشنا شدم. آنها از هم جدا شده بودند و او اخیراً جراحی مغز خود را انجام داده بود ، اما شفاف بود. او باهوش بود ، اما به معنای واقعی کلمه وسواس داشت. او از نحوه مدیریت شرکت راضی نبود.

وقتی اوضاع با Investcorp متشنج بود ، گوچی را به مقصد رالف لورن ترک کردم و وقتی Domenico De Sole و Tom Ford نام تجاری را اداره می کردند ، برگشتم. روز دوم پس از بازگشت من ، مائوریتزیو گوچی مورد اصابت گلوله قرار گرفت. فهمیدم چون [the Italian newswire] آنسا خواستار نقل قول شد. دفتر ما سپس در ویا مونتناپلئونه ، بالاتر از فروشگاه بود و من با د سول که در فلورانس بود تماس گرفتم.

این فروشگاه توسط خبرنگاران و تماشاگران محاصره شد. تعداد کمی می دانستند که مائوریتزیو از شرکت خارج شده است. حدس می زنم برای آنها جالب تر بود که به سرمایه دار بزرگ کشته شده توجه کنند و آنها همه جا به دنبال اطلاعات بودند. Reggiani هرگز در مورد نفرت از شوهرش مرموز نبود. این فیلمی بود که در انتظار ساخت ، پیش از فیلمنامه بود. تعجب نمی کنم که این داستان به یک فیلم تبدیل شده است. کنجکاو هستم که آن را تماشا کنم. من عکس های لیدی گاگا و آدام درایور را دیدم که عینک بزرگ آن دهه 80 بود. آنها بسیار واقع بینانه به نظر می رسند. “

آرماندو برانچینی ، نایب رئیس مشاوره بین المللی میلان

“دوست دارم از مائوریتزیو به عنوان یک کارآفرین یاد کنم. من در اوایل دهه 80 با او ملاقات کردم و سپس با نوشتن کتابی در مورد ارزش های برند گوچی ، از سال 1988 مشاور شخصی شدم. من به یاد می آورم که ما اسکوب موکاسین ها را ساده کردیم ، روی زنجیره تأمین کار کردیم و دیدم که چگونه او به استعداد داون ملو و تام فورد پی برد – او شهود خاصی داشت و دارای استعداد کارآفرینی بود.

او تقریباً نگرش مذهبی به این شرکت داشت و فهمید که مارک تجاری باید دوباره ساخته شود. او مانند آب پول خرج می کرد ، اما بسیار سخاوتمند بود. او مانند پادشاه خورشید احساس می کرد و با میهمانان خود مانند شاهزادگان رفتار می کرد. او همچنین زحمت کش بود. آنچه مرا تا پایان آزار می داد نیاز او به مشاوره هرروز با بصیر بود – چیزی که از مادرشوهرش برداشت. “

گلیس کاستین ، رئیس دفتر مجله InStyle ساحل غربی

“به عنوان رئیس دفتر میلان برای W و WWD در اوایل دهه 90 ، من یک بار با یک هلی کوپتر به همراه مائوریتزیو و داون ملو به مرکز داستان گوچی در فلورانس پرواز کردم تا برای یک داستان صحبت کنم.

ناهار را بیرون از خانه خود در یک ویلای زیبای توسکانی صرف کردیم و سپس گشتی در کارخانه گوچی زدیم ، جایی که من کارگران ماهر را تماشا می کردم که کیف های کلاسیک گوچی را با دستگیره های بامبو درست می کردند. این همه بسیار پر زرق و برق و چشمگیر بود و Maurizio کاملا یک فروشنده کاریزماتیک بود.

من فکر می کنم که آن زمان شرکت سختی ها را پشت سر می گذاشت ، و مائوریتزیو واقعاً سعی داشت جلوه نام تجاری را بازگرداند و ساخت و سازهایی را که در هر کیف یا جفت کفش وجود داشت به خاطر بیاورد.

او تلاش می کرد گوچی دوباره مانند سالهای 60 ، زمانی که گریس کلی و سایر ستاره های بزرگ کیف دستی خود را حمل می کردند ، یک برچسب مورد جستجو باشد. البته به زودی با روی کار آمدن تام فورد دوباره مورد جستجو قرار گرفت و هنوز هم وجود دارد.

وقتی خبر قتل مائوریزو را شنیدم شوکه شدم. همه اینها ، همراه با کل تاریخ خانواده گوچی ، خیلی اپراتور به نظر می رسید. من واقعاً منتظر فیلم هستم و می بینم که چگونه آدام درایور و لیدی گاگا زوج معروف ایتالیایی را به تصویر می کشند. “

کریستینا مالگارا، متخصص ارتباطات مد ، لوکس و سبک زندگی

“او دید بسیار بزرگی نسبت به گوچی داشت و می توانست آن را به عنوان یک شرکت جهانی ببیند. او Dawn Mello را استخدام کرد و قبلاً شروع به قطع کلیه مجوزها کرده بود. بذر اولیه جهانی شدن گوچی از او ناشی شد – او اولین کسی بود که فکر کرد “ما واقعاً می توانیم با این مارک کاری انجام دهیم.” تام و دومنیکو این دیدگاه را گرفتند و دیدند گوچی کجا می تواند برود. ”گفت مالگارا که از سال 1992 تا 2010 برای گوچی در پاریس کار می کرد.

وی گفت که مائوریتزیو برای اولین کار روابط عمومی در این شرکت با او مصاحبه کرده است. “من او را به عنوان بسیار باز ، پرشور و متمرکز بر روی پروژه جدید به یاد می آورم. او لبخند بزرگی داشت و بسیار زیبا – و عمیقاً ایتالیایی بود. همچنین به یاد دارم که از بایگانی های گوچی با او در کازلینا بازدید کرده بودیم [Gucci’s historic headquarters near Florence] و چقدر از حضور در آنجا هیجان زده بود. او درباره ساخت ایتالیا افتخار و وسواس داشت و فکر کرد که این یک مارک تجاری برای خودش است. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>