دیوید ماهونی از هالستون و نورتون سیمون – نتفلیکس اشتباه کرد – WWD

نشانگر من روی نماد مجموعه Netflix در مورد Halston ، طراح مد نمادین ، ​​که برای یک هفته مردد است روی آن کلیک کند ، معلق است. وقتی کسی فیلمی درباره لحظات اساسی زندگی شما می سازد ، واقعیت ها را اشتباه می برد و شما را از فیلم نامه خارج می کند ، چه کاری انجام می دهید؟

اما بعد از بازی در سه قسمت اول “هالستون” ، وقت آن رسیده است که داستان آخر را روی کاغذ بیاوریم زیرا (به غیر از ضربه هایی که به خود من وارد می شود) ، نمایش های نمایشی با نمایش کوچک اعتبار دو مرد را که من بسیار از آنها احترام می گذارم ، خدشه دار می کند – روی هالستون فروویک و دیوید ج. ماهونی ، رئیس یک مجتمع میلیارد دلاری (کلمه دهه 70 شرکت های بزرگ با علایق مختلف) و نورتون سایمون – که برای دفاع از خود در اطراف نیستند.

در دهه 70 ، من معاون رئيس جمهور مسئول روابط عمومي آن شركت و شخص مستقيماً مسئول خريد تجارت هالستون بودم. روشی که در صفحه نمایش گفته می شود همان راهی نیست که اتفاق افتاده است. وقتی سرانجام در همان صفحه شماره گیری کردم ، تماشای آن دردناک بود ، زیرا به اشتباه تصویری از هالستون را نشان می دهد که به شرکت Sodom کشیده می شود ، مارک او با قرار دادن روی فرش ها و چمدان توسط یک شرکت حریص هتک حرمت شد.

NSI روغن وسون و سس گوجه فرنگی هانت ، اسکاچ Johnnie Walker و Tanqueray gin ، Canada Dry ginger ale ، مجله Redbook و حتی یک شرکت تابعه تولید فیلم فروخت. در نوامبر 1972 ، شرکت لوازم آرایشی Max Factor را به قیمت 480 میلیون دلار خریداری کرد.

در بهار سال 1972 ، از آلن کورتزمن ، معاون رئیس جمهور در بازاریابی Max Factor ، با من تماس گرفتند. ماهونی جعبه های هدیه Max Factor را برای کریسمس برای همسران اعضای هیئت مدیره خود ارسال کرده بود و برخی از آنها به دلیل تردید رد شدند. رئیس NSI محجوب بود. کورتزمن پرسید ، آیا می توانم کاری انجام دهم که Max Factor شیک به نظر برسد – شاید مقاله ای در WWD ، تجارت مد تالمود باشد؟

با کارکنان خود ، صفحه نمایش گسترده تری از این چالش را دیدم. مشکل این بود که در پشت هر شرکت بزرگ لوازم آرایشی و بهداشتی یک شخصیت وجود دارد – چارلز Revson از Revlon ، Estée Lauder. یک مکس فاکتور واقعی وجود داشت ، اما او دیگر از بین رفته بود.

چهره مد در دهه 70 هالستون بود. ایده ظالمانه (بدون حضور اول او) نصب او به عنوان “چهره” جدید Max Factor بود ، و معتقد بود که او هر سایه رژ لب را انتخاب کرده است. این مفهوم از وزن بیشتری برخوردار بود زیرا بخش لوازم آرایشی و بهداشتی در این صنعت ساکن بود و تنها محل رشد عطر و بوی آن بود. هالستون مارک عطر نداشت. Max Factor عطر Halston را راه اندازی می کند و Neiman Marcus و Saks Fifth Avenue ، که قبلاً پروبسیس خود را افزایش داده بودند ، مجبور هستند درهای خود را باز کنند. NSI پول زیادی داشت که معامله غیر قابل مقاومت بود.

مشکل این بود ، هالستون تماس های تلفنی من را بر نمی گرداند. بعداً او به من گفت كه توسط Revson اخطار داده شده است كه NSI “عکس شما را روی بطری های سس گوجه فرنگی قرار می دهد”.

شریک تنیس من در آن زمان دیک شورتوی ، ناشر مجله Vogue بود ، که به نظر من هالستون مالک هالستون نیست – او توسط یک افسانه افسانه ای سرمایه گذاری خیابان هفتم بن شاو ، و توسط گیدو دناتال ، که واقعاً آماده خط پوشیدن. رایحه میلیونی دلار نورتون سیمون به سرعت آنها را اغوا کرد. (DeNatale صاحب یک فروشگاه لوازم اسب سواری در وستچستر کانتی در نیویورک بود و از پارچه جدیدی پیش بندهای فری را درست می کرد: ultrasuede. این منجر به پیراهن های بسیار معروف Halston ultrasuede شد.)

اما این ایده هنوز به تأیید ماهونی احتیاج داشت. در اتاق هیئت مدیره شرکت NSI 32 طبقه در 277 Park Avenue ، آن را بیرون انداختم. وقتی کارم را تمام کردم ، ماهونی درباره هالستون پرسید: “او چه نوع پسری است؟”

گفتم: “قد بلند ، خوش لباس ، خوش تیپ ، جذاب”. چیزهایی مثل اون.

“این چیزی نیست که من پرسیدم. او چه نوع پسری است؟ “

پائولا موریسی ، یکی از دستیاران من ، در جذب سریعتر از من بود. او گفت: “دیو ،” شما نباید نگران ازدواج او باشید.

ماهونی بدون تصمیمی عزیمت کرد ، اما لباس های اتاق کنفرانس کاملاً متشکل بود: “ماهونی هرگز قصد ندارد یک مارک 400 میلیون دلاری را با یک پسر همجنس مرتبط کند.” (در این دوره “مردان دیوانه” ، کلمه مورد استفاده ضدافت بیشتر بود.) صبح روز بعد ، ماهونی از هواپیما تماس گرفت. “هر کاری می کنید ، معامله هالستون را گم نکنید.”

من با شماره دو خود ، جکی مارکهام ، به لس آنجلس پرواز کردم تا نقشه کورتزمن از ماکس فاکتور را ارائه دهم. او با دلسوزی سرش را تکان داد و پیشنهاد داد: “این یک طرح عالی است ، اما هرگز عملی نخواهد شد.”

چرا که نه؟

“زیرا اگر هالستون برای رایحه ای در دسترس بود ، Revlon او را داشت.” اما Revlon با طراح دیگری به نام Norman Norell قرارداد منعقد کرد که این امر مانع این کار شد.

از آنجا همه چیز با سرعت پیچ و تاب حرکت کرد. پسری که با مجوز تهیه عطر Halston از کارهای چوبی بیرون آمده بود برای بادام زمینی خریداری شد. در تاریخ 2 اکتبر 1973 ، من یک کنفرانس مطبوعاتی در “21” را برای اعلام قرارداد اعلام کردم.

عصر همان روز ، ماهونی یک مهمانی شام در El Morocco ، یک دیسکو خصوصی برای Halston برگزار کرد. همانطور که من را به میز او دعوت کردند ، من از کنار چارلز Revson با آیلین مهله ، که به عنوان Suzy Knickerbocker قدرتمندترین ستون نویس جامعه بود در زمانی که مردم به چنین چیزهایی اهمیت می دادند ، که کنفرانس مطبوعاتی را کنار گذاشته بودند ، عبور کردم. فکر نمی کردم اتفاقی باشد.

ولخرجی مد ورسای که موضوع قسمت دوم فیلم نتفلیکس است ، بیش از یک ماه پس از کنفرانس مطبوعاتی در 28 نوامبر 1973 برگزار شد. صحنه های نتفلیکس که ماهونی ماهها هالستون را از آن خود می کند تا جایی که روح هنری خود را در عقب اتومبیل در پارکینگ ورسای نشان می دهد ، بسیار زیاد است.

در عرض یک سال ، عطر Halston پرفروش ترین عطر در آمریکا بود و بله ، فروشگاه های تخصصی پیشرفته Max Factor را در قفسه های خود داشتند.

از آنجا ، سینما حتی از واقعیت فاصله می گیرد. “H” مemثر نبود یا به هیچ وجه از طریق آنها مردان همجنسگرا در دهه 70 به تصویر کشیده شده بودند. من هرگز عصبانیت مزاجی را مشاهده نکردم. این مورد پذیرفته شد ، همانطور که موریسی گفت ، هالستون در معرض خطر عروسی نبود ، اما زندگی جنسی او با دقت در زره پوش او نگهداری می شد. من اعتقاد ندارم که از داستان طراح IFF خواسته است که یک بند جک را برای احساس بویایی بو کند. هالستون هرگز اعتراف نمی كرد كه عاشقی دارد.

ماهونی به همان اندازه ناعادلانه به عنوان رئیس امپراتوری شیطانی که منجر به هالستون نام تجاری خود را با معاملات چمدان و فرش ارزان کرد ، به تصویر کشیده شده است. (نقطه ای که صفحه کامپیوتر را کم نور کردم.) برعکس بود.

ماهونی از هر هدفی که هالستون می گرفت پیروی می کرد. گزارش سالانه یک شرکت نامه قابل توجهی برای سهامداران آن است. ماهونی از هالستون س askedال کرد که چگونه این شرکت پیامی را منتقل کرده است که اگرچه کالاهایی مانند روغن پخت و پز و لباسهای مختلف را می فروخت ، اما وجه مشترک این بود که مصرف کنندگان آن عمدتا زن بودند. به راهنمایی هالستون ، آن کتاب برای سال 1974 حول “خانم Wonderful ”(زکی مورفی ، سپس مدل آژانس فورد) که در هر مرحله از زندگی خود از محصولات نورتون سیمون استفاده می کرد.

معامله ای که سرانجام منجر به سقوط هالستون ، صدور مجوز یک خط تولید با قیمت پایین به JC Penney شد ، ایده خود هالستون بود و مقاومت ماهونی را تحت فشار قرار داد. ماهونی حق داشت.

واقعیت ها تئاتر خوبی ایجاد نکردند. این خرید یک حرکت سازمانی سالم بود که سالها از ریل خارج نشد. فروش عطر Halston در سال اول 60 میلیون دلار بود. این تئاتر بهتر بود که ماهونی را به عنوان دارت ویدر امپراتوری شیطانی و هالستون را به عنوان یک همجنسگرای کاریکاتور به تصویر بکشد و صحنه های جنسی پورنوگرافی را توجیه می کند. از این گذشته ، نمی توانید به مردی تهمت بزنید و هیچ کس در اطراف او نبود که داستان واقعی را بداند.

به جز من

دیوید رزندیل معاون سابق روابط عمومی نورتون سایمون است و در زمانی که گروه تجاری مارک Halston را خریداری کرد این نقش را بر عهده داشت.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>