خالق ‘اجرای جهان’ در آوردن زنان سیاه پوست موفق به نمایش – WWD

هنگامی که لی داونپورت در جستجوی یک برنامه تلویزیونی درباره زندگی سیاهپوستان آمریکایی بود ، هنگامی که در شیکاگو بزرگ می شدیم ، “The Cosby Show” وجود داشت – و بس.

“من مثل این بودم ،” بقیه ما کجا هستیم؟ بقیه تجربیات ما کجاست؟ ما کجا هستیم؟ “” Davenport می گوید.

این سوالی است که برای دهه های آینده گریبان او را خواهد گرفت و سرانجام او را برای ایجاد “Run the World” هدایت می کند ، یک سری جدید در Starz که یک گروه دوست متشکل از چهار زن سیاه پوست را دنبال می کند که در شهر نیویورک زندگی می کنند ، با هم دوست می شوند و رشد می کنند. می توان مقایسه ای با “رابطه جنسی و شهر” داشت ، اما Davenport قصد داشت نمایشی را ایجاد کند که زنان را از طریق تلویزیون با نور مثبتی که همیشه در گروه دوستان خودش می شناخت ، نشان دهد: زنان سیاه پوست قدرتمند ، هوشمند ، موفق از نمایندگی ، او می گوید.

Davenport دختر یک پزشک و یک وکیل است که سه فرزند بسیار خلاق تربیت کرد: یک برادر نوازنده موسیقی جاز است ، دیگری مربی یوگا است ، وی یک نویسنده است. او می گوید آنها از جوانی تشویق می شدند تا خلاقیت را کشف کنند ، کاری که والدینش در هنگام رفتن به مدرسه و یافتن مشاغل قادر به انجام آن نبودند.

“من فکر می کنم پدر و مادر من در یک زمان خاص از سن خاصی برخوردار هستند ، بنابراین وقتی آنها به مدرسه می رفتند ، این یک عمل مثبت بود ، و برای سیاه پوستان اینگونه بود ،” به مدرسه بروید ، یک دکتر باشید ، یک وکیل. آنها گزینه های شما هستند. “” “و بنابراین پدر من عاشق یک دکتر است ، اما مادر من هرگز دوست نداشت که یک وکیل باشد. من فقط فکر می کنم که آنها می خواستند ما در نظر بگیریم چه شغلی فراتر از دنبال کردن یک مسیر خاص است. “

او در ابتدا قصد داشت یک رقاص رقصنده باشد ، قبل از آنکه رشد رشد این موضوع را منتفی کند. مادرش ، بدون اطلاع او ، دو روز مانده به خواندن یک سخنرانی سه دقیقه ای ، او را در یک مسابقه گفتاری ثبت نام کرد.

داونپورت می گوید: “من یک سخنرانی نوشتم و رفتم و پیروز شدم و سپس برنده منطقه ای شدم و سپس سال بعد پیروز شدم – و بنابراین نوشتن به چیزی تبدیل شد که من در آن مهارت داشتم و به نظر می رسید یک مسیر رو به جلو باشد.”

لی داونپورت ، خالق “جهان را اجرا کن”.

او به جستجوی شعر و گفتار پرداخت ، و پس از ورود به کالج اسپلمن به مقاله مدرسه پیوست ، و در آنجا سردبیر شد.

او می گوید: “من ایده گفتن داستان در مورد مردم و مکانهایی را احساس کردم که احساس می کردم آنها را ندیده ام.” “من فکر می کنم که برای روزنامه نگاری ، احساس هوشمندی و روشنفکری بیشتری کردم و مثل این بود که:” من می خواهم این داستان های واقعاً سخت را در مورد افراد در جوامع کم برخوردار بیان کنم “، و بسیار والا و صالح. من اولین کارآموزی خود را دریافت کردم و آنها مرا در مجله People قرار دادند. من مثل این بودم ، “من نمی خواهم در مورد افراد مشهور بنویسم.” من خیلی آزرده شدم ، اما خنده دار بود. هر اتفاقی دلیلی دارد.”

او آرزو داشت سردبیر مجله شود ، اما اولین کارش در خارج از دانشگاه او را در تلویزیون بدون نسخه پیدا کرد: سال 2005 بود و مجلات در اطراف راست و چپ او در حال فروپاشی بودند. او از VH1 شروع به کار کرد – او مجله ای را به عنوان پیشنهادی برای اینکه چرا باید این شغل را بدست آورد ایجاد کرد – و این آغاز پنج سال به علاوه او در کار در زمینه های بدون نسخه است.

پس از سقوط بازار سهام 2008 و بازگشت به مدرسه ، برای كارشناسی ارشد از The New School ، Davenport در نهایت سایت HelloBe Beautiful.com را راه اندازی كرد ، جایی كه او دوباره با س theالاتی درباره نحوه گفتن داستانهای مهم و تأثیرگذاری بر روی مردم مبارزه كرد. زندگی می کند درگیری با آن بود که او را به دنیای نویسندگی تلویزیونی نوشت.

“یک شب داشتم از خانه دوست دخترم برای شراب جمعه شب و شایعات خارج می شدم ، و مکالمه به دوست یابی تبدیل شده بود. همچنین عجیب بود ، زیرا اکنون سال 2009 و باراک و میشل بود [Obama] در کاخ سفید بودند و ما این بانوی اول سیاه زیبا و این زن و شوهر زیبا را داشتیم و احساس می کردیم هیستری معکوس وجود دارد ، “چگونه می خواهید باراک خود را بدست آورید” و “چگونه میشل می شوید؟” Davenport توضیح می دهد. “اما بعد از آن نیز زمانی بود که کتاب” مثل یک مرد فکر کن “استیو هاروی منتشر شد و این همه پیام بود که” شما زنان سیاه پوست موفق هرگز یک مرد نخواهید گرفت و نمی دانید چه کاری انجام می دهید. ” و همچنین تلویزیون واقعیت واقعا شروع شد و بنابراین همه این زنان سیاه پوست در تلویزیون در قلمرو واقعیت بر روی یکدیگر نوشیدنی می انداختند و جنگ می کردند. من مثل این بودم که “چه اتفاقی می افتد؟” احساس می کردم تصاویری که از معنای زن سیاه پوست بودن می دیدم کاملاً پیچیده و وارونه و رو به عقب بودند. “

او به یاد می آورد که جمعه شب در خانه دوستش نشسته بود و به اطرافش نگاه می کرد ، تحت تأثیر چگونگی موفقیت و خوشبختی همه آنها.

صحنه ای از “Run the World”.
کارا هاو

“یک اپیدمیولوژیست وجود داشت و دو نفر در امور مالی کار می کردند و من در رسانه ها. فقط زنان زیبا ، باهوشی که خواهر و دوستی هستند و از یکدیگر و هر چیز دیگری حمایت می کنند. من مثل این بودم که: “چطور کسی این را نمی بیند؟” کسی باید این را ببیند ، “” او می گوید.

علاوه بر این ، آنها همچنین می دانستند که چگونه می توانند از آن لذت ببرند: کلابینگ ، دوستیابی ، خرید و غیره. Davenport در هارلم زندگی می کرد ، که به گفته او احساس می کرد “مکه فرهنگ جوان سیاه است که با فرهنگ قدیمی سیاه ترکیب شده است.” این همه را با هم تکه تکه می کند و نمی تواند این تصور را که یک برنامه تلویزیونی روی دست دارد ، لرزاند.

او به خانه رفت و 30 صفحه نوشت ، هرگز در زندگی خود هیچ فیلمنامه ای ننوشته بود. این دسامبر 2009 بود ، و “جهان را اداره کن” از آن زمان کم و بیش در حال توسعه است. در همین حال ، چشم انداز به شدت تغییر کرده است – نمایش هایی مانند “ناامن” با موفقیت بیشتر روبرو شده اند ، و خواستار تنوع بیشتر و نمایندگی در هالیوود بیش از هر زمان دیگری است.

Davenport می گوید: “هر وقت چیزی بیرون می آمد ، احساس می کردم ،” اوه نه ، کسی ایده من را می گیرد “- و این هرگز اتفاق نیفتاد. وی گفت: “من فکر می کنم یک تعداد پیشرفت فیلمنامه وجود داشته است ، طی 10 سال گذشته تعداد بیشتری تصویر از ما روی صفحه بوده است و این شگفت انگیز است. اما من هنوز هرگز احساس نمی کردم که چیزی را روشن کرده ام و احساس می کنم این نسخه از دوستی و جاه طلبی و حمایت زنانه و خنده دار و باحال است که می خواستم ببینم. من احساس کردم مثل یک جمع کننده زنان سیاه پوست پیش بینی شده هستم ، و بنابراین به نوعی مانند این بود ، “خوب ، من این فرصت را دارم که به ما نشان دهم.”

بیشتر از چشم:

نوازنده ویولن Ezinma در حال ساخت پلی بین کلاسیک و Hip-Hop است

هارلی کوین اسمیت ، Punk Flair را به “تابستان بی رحمانه” می آورد

ستاره “راه آهن زیرزمینی” به این ترتیب مبدو می خواهد داستان های بزرگتر از خودش را به اشتراک بگذارد

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>