خاطرات ‘Sunshine Girl’ Julianna Margulies Pens – WWD

مانند بسیاری از چیزهای زندگی ، جولیانا مارگولیس نمی توانست پیش بینی کند که خاطراتش ، “دختر آفتاب” ، کجا را می برد. هنگامی که شروع به نوشتن کرد ، فکر کرد در حال نوشتن کتابی با آداب معاشرت برای بازیگران جوان است.

مارگولیس می گوید: “من و مایکل جی فاکس همیشه در صحنه فیلمبرداری صحبت می کردیم … درمورد اینکه چگونه در همه این آموزشگاه های درام بازیگری ، کسی آداب صحنه را آموزش نمی دهد.” “بنابراین ما در این مورد شوخی می کردیم ، و من فکر کردم ، چه خواهد شد [a book about set etiquette] شبیه؟ و چگونه می توانم آن را به بازیگران دیگری بپردازم که ممکن است فوق العاده با استعداد باشند اما نمی دانند حضور در یک مجموعه و گروهی از یک خدمه چیست.

او شروع به تأمل در مورد زمان خود با بازی در نقش آلیشیا فلوریک در فیلم “همسر خوب” کرد و راهنمایی را در مورد معنای هدایت یک نمایش و آنچه او را در صحنه فیلمبرداری راحت تر کرد ، تهیه کرد. مارگولیس در پایان با 9 فصل مواجه شد که آنها را به نماینده خود ارائه داد. به نظر می رسد ، کتاب های راهنمای بازیگری فروش ندارند – اما آنچه مارگولیس در مورد تجربه زندگی خود نوشت ، شروع جالبی برای روایت داستان تربیت غیرمتعارف او بود.

چند هفته قبل از تاریخ انتشار کتابش در روز سه شنبه ، مارگولیس در حال بسته بندی آپارتمان LA خود بود ، جایی که او از اواخر نوامبر در هنگام فیلمبرداری فصل دو “The Morning Show” زندگی می کرد. او قرار بود دوباره به نیویورک پرواز کند ، جایی که خانواده اش و یک تور کتاب – گاهی در زوم ، گاهی شخصاً – در انتظار او بودند.

“دختر آفتاب: یک زندگی غیر منتظره” چهار سال (و یک عمر) در حال ساخت بود.

در حالی که مارگولیس نام خود را در نمایش های شاخص مانند “ER” و “همسر خوب” نشان داد ، خاطرات این بازیگر زن به دلیل لقب کودکی او عنوان شده است. “دختر آفتاب” در هسته اصلی خود داستانی روی سن است که بر تجربیات قبل از شهرت متمرکز است. در این کتاب ، مارگولیس تجربه پر فراز و نشیب خود را به عنوان فرزند پدر و مادر مطلقه ای که به عقب و جلو بین آمریکا و اروپا می روند ، طرد شدن در اوایل کار و ترک رابطه ناسالم در بزرگسالی جوان ، بیان می کند. یک پایان آفتابی پیش رو است: حرفه مارگولیس شروع به کار می کند و او ثبات پیدا می کند. او با شوهرش ملاقات می کند و مادر می شود.

عنوان غیر رسمی کتاب هنگام نوشتن آن ، “یک چپ به جای یک راست: شما هرگز نمی دانید” بود. مارگولیس ، که بیشتر زندگی حرفه ای خود را در این زمینه تعریف می کند ، می گوید: “این عنوان از پدربزرگ من آمده است و به من می گوید ،” می دانید ، اگر به جای راست چپ شوید ، هیچ وقت نمی دانید با چه کسی برخورد خواهید کرد ” همین ذهنیت “من در پشت در” ER “قرار گرفتم ، زیرا در خلبان فوت کردم. به نظر من همه این تلاقی وقایع به جای اینکه مستقیم از در بروم ، به راست چرخش می کردم ، “. “من واقعاً هرگز باور نداشتم كه در زندگي خود به جايي برسم كه احساس آنقدر امن و آرام و ساكت و امن باشم.”

روند نوشتن “دختر آفتاب” شامل تماس های تلفنی زیادی با خانواده اش ، و ترتیب وقایع ارائه شده در کتاب بود. او همچنین به یکی از خانه های کودکی خود در ساسکس بازگشت ، جایی که هنوز یکی از بهترین دوستانش در این کتاب زندگی می کند. در حالی که بسیاری از خاطرات خودنویس مشهور با کمک یک نویسنده ارواح نوشته می شود ، مارگولیس – دختر یک نویسنده – این کتاب را خود در میان برنامه های بازیگری نوشت.

“به همین دلیل نوشتن کتاب چهار سال طول کشید. در حالی که من در حال یادگیری گفتگوی علمی و کار 14 ساعته در “منطقه داغ” بودم ، هیچ راهی وجود نداشت که بتوانم به خانه بیایم و کتابی بنویسم. “او می افزاید که او سعی کرد پروژه کتاب را کنار بگذارد و پیشرفت خود را پس دهد چندین بار اما پس از آن کارهای بازیگری به پایان می رسید و او دوباره به روال نویسندگی فرو می رفت: یک فنجان قهوه به دفتر خانه اش بیاورید ، یک شمع روشن کنید ، رایانه اش را باز کنید و به صفحه خالی خیره شوید.

“و سپس روزهای دیگر [words] از من خارج می شود تا جایی که سه ساعت می گذرد ، “او می گوید. “اما من هر روز به آن ادامه می دادم و می دانم که بازیگری نیز به همین منوال است. وقتی من در برنامه “همسر خوب” بودم مردم به من می گفتند ، چگونه همه این خطوط را روی زمین می آموزید؟ و من می گویم این یک عضله است ، من هر روز آن را انجام می دهم. و وقتی این کار را هر روز انجام می دهید ، در آن مهارت پیدا می کنید. “

(همچنین این اولین بار نبود که کتاب می نوشت – چند سال پیش ، او کتابی با عنوان “سه بالون جادویی” را بر اساس داستانی از پدرش نوشت.)

“Sunshine Girl” به معنای کتابی کاملاً جالب در مورد صنعت سرگرمی نیست. لباس های معروف در صفحات – جورج کلونی ، کریس نوت – ظاهر می شوند ، اما شخصیت های اصلی سفر گسترده او هستند. در حالی که داستان مارگولیز توسط افراد مشهور و موفقیت – جوایز SAG ، امی ها ، گلدن گلوب – تعریف شده است ، او امیدوار است که به اشتراک گذاشتن روند جستجوی ثبات و تعریف مجدد روایت های داخلی خود ، مورد توجه خوانندگان قرار گیرد.

وی افزود: “شما نباید در دوران كودكی به روایت قدیمی خود اجازه دهید كه در بزرگسالی كیست. و من مدتها بود که این را یاد نگرفتم. ” “دوست دارم خوانندگان دور شوند و بگویند ، وای ، این احساس درستی نیست. شاید من هم بتوانم مال خودم را تغییر دهم. “

مارگولیس قبلاً نسخه هایی از کتاب به پایان رسیده را با خانواده و دوستان خود به اشتراک گذاشته و اضافه کرده است که مهمترین پاسخ به نوشتن او از مادرش ، شخصیتی برجسته در کتاب است. “من صادقانه در مورد او نوشتم ، و همه چیز زیبا نیست. اما او به من اجازه این کار را داد. ” “و سپس هنگامی که او کل کتاب را خواند ، او با من تماس گرفت ، و اولین چیزی که گفت این بود ،” من آن را دوست دارم. خیلی قشنگه و دومین چیزی که او گفت: “خیلی متاسفم”. “

پاسخ مثبت دیگری که وی از افرادی که او را می شناسند گرفته است این است که نوشتن شبیه او است. او می گوید: “بزرگترین چیزی که از همه می گیرم و باعث خوشحالی من می شود این است که صدای من است.” “آنها واقعاً صدای من را می شنوند.”

“دختر آفتاب” توسط جولیانا مارگولیس.
حسن نیت

پوشش بیشتر کتاب از چشم:

در “گریه در H Mart” ، میشل زونر غم و اندوه را از طریق غذا جستجو می کند

میرا ستی بازیگر زن پاکستانی مجموعه داستان کوتاه “آیا لذت می برید؟”

در “دخترانه” ، ملیسا فبوس آسیب های عادی دوران کودکی را جستجو می کند

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>